هوا شناسی
آرشیو اخبار
گالری تصاویر
فدراسیون
کردستان

  هاگشو چگونه کلنگ طلایی گرفت


 اگر هندی ها می دانستند غلبه بر این قله منجر به دریافت کلنگ طلایی سال 2015 می شود، تیم کشور اسلوونی را تا این حد اذیت نمی کردند. هاگشو، قله تحمیلی به تیم اسلوونی توفیقی اجباری برای آنها شد.

تیم سه نفره کشور اسلوونی ، بین 29 و 30 سپتامبر سال 2014 اولین صعود از جبهه شمالی این قله در هیمالیای هندوستان را تحقق داد و بعد از آن از قله شمالی به قله اصلی به ارتفاع 6657 متر تراورس کرد. درجه کلی این برنامه ED, 70°-90°, III تعیین شد و قبل از صعود، این تیم برای هم هوایی دو قله به نام های لاگان (5750 متر) و مردان هانا (6300 متر) را برای نخستین بار صعود کرد.

اعضای تیم کشور اسلوونی برای ایرانیان بیگانه نیستند : آلس چسن 32 ساله، لوکا لیندیچ 26 ساله و مارکو پرزلج 49 ساله، مارکو که نظیر لوکا در جشنواره بیستون ایران حضور داشته و مسیری جدید  نیز ایجاد کرده سومین باری است که مفتخر به دریافت کلنگ طلایی می شود. بار اول در سال 1992 با همراهی آندره استریمفل برای گشایش مسیر جدید جبهه جنوبی کانچن جونگا به سبک سبکبار، بار دوم در سال 2007 با همراهی بوریس لورنسیس برای اولین صعود از جبهه شمال غربی چوموهاری و سومین بار در مراسم کلنگ طلایی سال 2015 برای جبهه شمالی هاگشو. در کل اسلوونیایی ها در طول تاریخ 23 ساله مراسم کلنگ طلایی شش بار مفتخر به دریافت این جایزه شده اند و مارکو تنها فردی است که رکورد بی نظیر سه کلنگ طلایی را در اختیار دارد.

ابرهارد جورگالسکی ، وقایع نگار سایت هشت هزار متری ها به تازگی نوشته ، تیم اسلوونی با صعود خود ارتفاع دقیق هاگشو را  از 6515 به 6657 متر اصلاح کرده بنابراین جدول سیستماتیک قله های بلند آسیا در سایت یاد شده کمی تغییر کرد .

سازمان دهنده برنامه هاگشو انجمن کوه نوردی کشور اسلوونی بود. کل زمان اجرای برنامه از 6 سپتامبر تا 19 اکتبر سال 2014 بود. این تیم بعد از اکسپدیشن ناموفق فولا گاگچن تصمیم به تلاش مجدد در سال 2014 روی همین قله گرفت اما چینی ها مجوز آن را صادر نکردند. هر سه بسیار مشتاق صعود بودند بنابراین به سرعت افکار و انرژی خود را به سمت هدفی دیگر در هندوستان به نام ریموتری معطوف داشتند. بریتانیایی ها در تدارک اکسپدیشنی به همین قله بودند اما تیم یاد شده با اعتماد بنفس روی این برنامه تمرکز کرد. پاسخ مثبت بنیاد کوه نوردی هندوستان موجب افزایش خوش بینی در آنها شد اما بعد از هفته ها انتظار پاسخ دریافت شد که بریتانیایی ها موفق به دریافت مجوز صعود نشده اند و همان پاسخ را به اسلوونیایی ها دادند و توصیه پیدا کردن هدفی دیگر را نمودند. پاسخ غیر منتظره آنها ناامیدکننده بود زیرا به گفته این تیم، مدتی بود که با سودای این هدف زندگی کرده بودند. بعد از چند روز برای موکوت پاربات درخواست مجوز کردند اخذ مجوز برای کوهی در نزدیکی کامت به نظر می رسید ساده باشد بنابراین با ارتباط مداوم با آژانش خود شروع به سازماندهی این برنامه کردند. علیرغم اینکه مجوز هنوز صادر نشده بود، آنها نگران نبودند زیرا معمولا مجوز چند هفته قبل از ورود صادر می شد. بلیط های خود را بدون تردید خریداری کردند اما دو هفته قبل از خروج از کشور هند پیام دریافت شد که بهتر است هدف دیگری انتخاب شود! تقاضای پاسخی روشن کردند اما بی فایده بود. با آژانس خود مشورت کرده و آنها توصیه هاگشو در زانسکار را دادند. کوهی که به تازگی در لیست قله های مجاز قرار گرفته بود.  پس از بحث و بررسیهای بیشتر روحیه ماجراجویی در هر سه نفر بیدار شد و چند روز بعد به هندوستان سفر کردند تا هاگشو را صعود کنند.

 

" اطلاعات ما در باره صعودها و تلاش های مرتبط با بلندترین قله زانسکار محدود و به سختی قابل تهیه بود. اولین صعود به این قله بدون مجوز رسمی توسط تیمی از لهستان صورت گرفته بود، صعود از مسیر دشوار جنوب شرقی در سال 1989. در همان سال و چند روز بعد از این صعود بریتانیایی ها از طریق سیستم برج ها یخی و آبگذرها، جبهه شرقی این قله را صعود کردند. جان باری بریتانیایی قبلا چهار بار روی جبهه شمالی هاگشو تلاش کرده بود اما هر بار ناکام شده بود. علاوه بر کمبود اطلاعات ، اینترنت نیز تصاویر کمی از جبهه شمالی داشت که کیفیت آنها بسیار پایین بود و منعکس کننده ساختار دیواره و شیب آن نبود. چند روز قبل از اعزام دریافتیم که کوه نورد معروف بریتانیایی مایک فاولر نیز طرحی شاخص برای صعود از این دیواره در دست اقدام دارد. از تلاش همزمان روی همین قله توسط او ناراحت نشدیم بخصوص بعد از آن همه بروکراسی و هرج و مرجی که از جانب بنیاد کوه نوردی هندوستان دیده بودیم و اینکه مدام هدف مورد نظر ما در حال تغییر بود. بعد از جلسه ای در بنیاد در دهلی نو مجوز صعود به هاگشو بین 7 سپتامبر تا 14 اکتبر صادر شد. بعد از پرواز به شهر له پیامی از بنیاد یاد شده دریافت کردیم در حالی که برنامه را با آژانس نهایی کرده بودیم، در پیام تصریح شده بود که باید کمپ اصلی را در 26 سپتامبر ترک کنیم یعنی تنها ده روز در کمپ اصلی می توانیم باقی بمانیم و واقعا شانس صعود در این مدت بسیار کم بود. احتمالا هندی ها متوجه شده بودند که برای همین قله مجوز دیگری در اختیار بریتانیایی ها(مایک فاولر، پل رامسدن، استیو برنز و ایان کارترایت) قرار داده و آنها خود را در موقعیتی ناخوشایند یافته بودند. درخواست آنها البته غیر قابل قبول بود، ما به سمت کارگیل حرکت کرده بودیم, شهری نزدیک مرز پاکستان. تعداد سربازان در منطقه باور نکردنی بود. روز بعد به سمت آکشو حرکت کریم. یک روستای میهمان نواز که به شدت تداعی تبت را برای ما داشت . دو روز تا کمپ اصلی پیاده روی کردیم. در صبح اولین روز ورود، دو امریکایی را در دهکده مشاهده کردیم و شگفت زده شدیم که دریافتیم آنها به همراه نفر سوم که به دلیل بیماری مجبور به فرود بوده نیز مجوز صعود به هاگشو را گرفته اند! البته درخواست اصلی آنها صعود به هاگشو نبود!

بعد از عبور از رودخانه دورا در امتداد بستر شن ریزه ته رودخانه هاگشو به پیمایش خود ادامه دادیم و روز دوم در ابتدای بخچال هاگشو اولین نشان قله را مشاهده کردیم. ته نشینی سنگین رودخانه ناشی از جاری شدن سیل فاجعه بار در سرینگر بود، هرم شیب دار قله با قشر ضخیمی از برف پوشیده شده بود. چشم انداز قله به سرعت ما را مجذوب خود ساخت. نوارهای شیب داری از یخ در دیواره شمالی که در تمامی مراحل پیشروی قابل مشاهده بود شروع به وضوح بیشتر به شکل خطوطی واقعی تر نمود، بعد از چند روز در پای مسیر، خطی که بیشتر به ما خودنمایی می کرد در واقع همانی بود که صاف از وسط دیواره شمالی عبور می کرد، هدف حالا روشن و واضح بود. کمپ اصلی را روی یخ سفت سمت غربی یخچال هاگشو در ارتفاع 4400 متر برپا کردیم. در اولین روز اقامت ما در کمپ اصلی بدنبال یک تراورس در سرتاسر یخ سفت و یخچال تا پای دیواره شمالی بودیم. در طول مسیر متوجه یک قله زیبا و نوک تیر در بالای کمپ شدیم که به نظر می رسید از ارتفاع و چالش لازم برای اولین هم هوایی برخوردار باشد. هنگام شب در کمپ اصلی شروع به آماده سازی تجهیزات برای روز بعد کردیم. بعد از صبحانه برای دو روز غذا آماده کردیم و به سمت زین متمایز در بالای کمپ اصلی حرکت کردیم. جایی که یالی که روز قبل متوجه آن شده بودیم, آغاز می شد. ما در امتداد نوار یخ سفت تا بخش یخچال که از قله انتخاب شده ما به سمت کمپ اصلی می رفت صعود کرده و آن را تراورس کردیم. با صعود از یخ و صخره به زین رسیدیم و در ارتفاع 5100 متر بیواک کردیم. در حال غذا پختن به روشنایی اطراف کوه نظاره داشتیم که ناشی از آخرین پرتو خورشید بود و دریافتیم که شوق و پتانسیل فزاینده ای برای صعودی سبکبار در منطقه داریم. صبح روز بعد با اولین تابش نور خورشید صبحانه خوردیم و شروع به صعود از یال قله نمودیم. هر چقدر بیشتر پیش می رفتیم بیشتر درمی یافتیم که اولین تور ما بازدهی فراتر از انتظار برای ما به ارمغان آورده است. یال طولانی تر از حد انتظار بود. صعودی دشوار به سمت قله ما را به چالش کشاند. بعد از گشت و گذاری کوتاه بر فراز قله از همان مسیر به روش down climb و با استفاده از طناب، فرود فنی انجام دادیم. هنگام غروب به محل بیواک رسیدیم بنابراین یک شب برنامه ریزی نشده برای اقامت و فرود به کمپ اصلی در روز بعد در انتظار ما بود. بعد از 2 روز استراحت در کمپ اصلی جایی که یک آشپز و دستیار او در تمامی طول اقامت برای ما غذاهایی عالی تهیه می کردند. آلس و مارکو راهی برقراری کمپ اصلی پیشرفته زیر هاگشو و بررسی دیواره غربی که به نظر جالب می رسید، شدند آشپز و دستیار او به آنها در حمل بخشی از تجهیزات کمک کردند در حالیکه لوکا به دلیل مشکل گوارشی یک روز دیگر در کمپ باقی ماند. درست در همان روز تیم بریتانیایی وارد کمپ اصلی شد. روز بعد لوکا عازم کمپ اصلی پیشرفته شد که ارتفاع آن 4660 متر بود و منتظر آلس و مارکو شد که در آن روز به ارتفاع 5680 متری صعود کرده بودند، از آنجا دسترسی به جبهه غربی به خوبی قابل بررسی بود. در راه بازگشت دسترسی به جبهه شمالی را مورد بررسی قرار داده و بخش زیادی از مسیر را در برف در پیش گرفتیم. روز بعد صبح زود به هدف صعود از قله همسایه هاگشو شروع به صعود کردیم. نام آن Hana's Men به ارتفاع تقریبی 6300 متر بود. هدف انتخابی نمای خوبی از هاگشو از سمت شرق واحتمالا مشاهده نمای فرود از قله را داشت . بعد از دسترسی به کمپ اصلی در عرض 3 ساعت، شروع به صعود از شیب دهلیز دیواره غربی نمودیم. شرایط خوب برف موجب پیشروی سریع ما شد. ما خطی واضح را در پیش گرفتیم و بعد از عبور از چند معبر سنگی به نوار دیواره غربی به ارتفاع حدود 6000 متر رسیدیم. خوشحال از صعود از صخره یکپارچه این نوار، یال را تا ارتفاع 6200 متر صعود کرده و بیواک کردیم. با فرا رسیدن شب از نمای هاگشو لذت برده و تقریبا حس می کردیم که می توانیم آن را لمس کنیم. هنگام صبح درسرمای سوزان یال را تا یکی از قله ها ی هانا در پیش گرفتیم سپس به روش قبلی از دیواره شمال شرقی فرود آمدیم. در همان روز از کمپ پیشرفته اصلی عبور کرده و وارد کمپ اصلی شدیم. بعد از سه روز استراحت در کمپ اصلی، وقت آن رسیده بود که به هدف اصلی بپردازیم. دوباره عازم کمپ اصلی پیشرفته شدیم . این بار به هدف صعود از جبهه شمالی هاگشو ، کاملا هم هوا شده بودیم و برنامه ریزی کرده بودیم که به سبک سبکبار و سریع صعود کنیم. ساعت 3 صبح با دو کیسه خواب ، یک چادر کوچک و غذا برای دو بیواک به سمت دیواره حرکت کردیم. بعد از گذشت 2 ساعت در پودر عمیق برف فرو رفتیم که ناشی از وزش باد جبهه شمالی و پودر ناشی از بهمن بود. بعد از 2 ساعت برف کوبی شرایط برای پیشروی سریع مهیا شد. تا مخروط برفی بخش مرکزی جبهه شمالی صعود کردیم. بدون طناب و به سرعت به تندترین شیب دیواره که دارای معابر شیب دار یخی بود رسیدیم سپس شیبی تند را در پیش گرفتیم که با دشواری خود ما را غافلگیر کرد. یخ به طور کامل با پودر ناشی از بهمن صیقل یافته بود و در اثر سرما همچون شیشه شکننده بود. این وضعیت بخش بالایی دیواره را در حد غیرقابل تصوری دشوار ساخته بود و موجب آهستگی روند صعود ما شد. پیدا کردن جایی مناسب برای بیواک در چنین سطحی غیرممکن بود بنابراین تا شب به صعود خود ادامه دادیم. ساعت 2 صبح بعد از 23 ساعت صعود و برف کوبی روی نقطه مناسبی در یالی باریک برای استراحت در ارتفاع 6320 متری بیواک کردیم.

 

روز بعد به دلیل فعالیت طاقت فرسای 23 ساعته روز قبل، دیرتر بیدار شدیم. اواسط روز به کمک گرمای خورشید که در آن ارتفاع بر ما می تابید، صخره نوردی لذت بخش را آغاز کردیم و به قله شمالی رسیدیم، از آنجا به صعود و برف کوبی در امتداد خط الراس با فراز و نشیب های زیاد به سوی قله اصلی ادامه دادیم و ساعت 5 بعدازظهر روز 30 سپتامبر به قله رسیدیم. دیروقت بودن و هوای خوب ما را متقاعد به بیواک، چند متر پایین تر از قله کرد. روز بعد فرود در جوار منظره زیبا آغاز شد. مسیر لهستانی ها در اولین صعود به هاگشو را در پیش گرفتیم. هنگام فرود فنی اقرار کردیم که لهستانی ها در سال 1989 کاری بسیار عالی را انجام داده اند. این مسیر ایده آل را با تکنیک های downclimbing و فرود فنی ادامه دادیم و در انتها به یخچال جبهه جنوبی متمایل شدیم. از آنجا شروع به فرود به سمت مشرق به طرف یخچال بین هاگشو و Hana's Men نمودیم. در حالیکه بدنبال معبر امنی بین شکاف های یخی بودیم روی لبه سمت چپ یخچال که در نهایت به بالای دیواره شیب دار منتهی می شد رسیدیم ، ارتفاع آن بیش از دو طول طناب بود و در پای آن یک کوه یخی عریض وجود داشت. با دو مرحله فرود با طناب و downclimbing از رسیدن به یخچال بین هاگشو و Hana's Men خوشحال شدیم. برفکوبی درون برف ترد دوباره سرعت ما را کاهش داد. دو ساعت آخر فرود در پیچ و خم بین شکاف های یخی مهتابی رنگ سیر می کردیم و بعد از آن عازم کمپ اصلی پیشرفته شدیم. رضایت حاصل بود. در آن زمان فعالیت های متعددی در اطراف در حال انجام بود. تیم امریکایی ها روی جبهه شمال شرقی بارناج در حال تلاش بود اما متاسفانه به دلیل سقوط سنگ مجبور به بازگشت شدند. بعد از یک روز استراحت آنها نیز شروع به تلاش روی جبهه جنوبی همین قله کردند و بسیار به قله نزدیک شدند. تیم بریتانیایی ها به دو دسته تقسیم شدند. یان و استیو کمتر خواهان یک قله شش هزارمتری بودند در حالیکه مایک و پل به سمت دیواره شمالی هاگشو روانه شدند. آنها دهلیز متمایل به چپ دیواره شمالی را در پیش گرفتند و روز سوم صعود، در ارتفاع 6320 متری به مسیری ملحق شدند که توسط ما در محل اولین بیواک ایجاد شده بود. آنها مسیر مارا برای صعود و کل فرود ادامه دادند. با تداوم هوای خوب و باقی ماندن به مدت 2 روز در کمپ اصلی پیشرفته برای استراحت آماده صعود از رخ سنگی شدیم. بعد از سه ساعت عبور از یخ سفت با شیب تند و سنگ ریزه به زیر دیواره و پای یخچال رسیدیم. هوای سرد موجب بارش برف شد. به سرعت کمپ را جمع کرده و با رضایت از نتیجه کار به سمت کمپ اصلی حرکت کردیم. در آخرین اقامت در کمپ اصلی یک خرس در اطراف چادر ما برای غذا پرسه می زد. بعد از چند بار رفت و آمد آنقدر به یکدیگر عادت کردیم که در کمپ بدون هیچگونه مشکلی در کنار یکدیگر اوقات خود را سپری کردیم. صعود امسال ما به شدت توام با مشکلات بروکراسی بود که با انگیزه زیاد بر آن غلبه کردیم. تمامی اعضای تیم در سرتاسر برنامه به نحو قابل توجهی خوب ظاهر شدند طوریکه موفقیت حتمی بود و بدون شرایط خوب جوی این موفقت تقریبا غیرمممکن بود. انجمن کوه نوردی اسلوونی از ما حمایت گسترده ای کرد عملکرد انعطاف پذیر آنها موجب اجرای این اکسپدیشن شد زیرا کمی قبل از عزیمت به دلیل مشکلات اشاره شده هدف خود را تغییر داده بودیم و یک هفته قبل از خروج از کشور قله اصلی مشخص شده بود.

منبع : کوه نامه

 
کانون کوه نوردان کردستان
 
ارسال شده توسط . farid.bayzidnezhad .  دوشنبه 21 اردیبهشت ماه 1394- ساعت 13.20

 







   نام   

 ایمیل     

متن