هوا شناسی
آرشیو اخبار
گالری تصاویر
فدراسیون
کردستان

  هــرس 1 (تاریخ بهمن در کردستان) به قلم سلام اسماعیل سرخ


دیو2 سفید خفته است / در شولای سنگین مه و برف / پاورچین ،پاورچین از برفنا

 می گذریم/ و نفس در سینه هامان حبس/ مبادا، قیلوله دیو برآشوبد/باز آن پتیاره/

تابوی آدمیزاده بشنود/ تنوره ای دیگر را / طیلسان بهمن/ از گرده رها سازد.

وقتی در طبیعت زمستانی در سایه گله گله برف هنوز پا بر جا است و سرمایی از آن میتراود، ولی همین سرما عطر بنفشه ها را که روزگارشان دیگر به سر رسیده همچون بزرگ مردان این دمن که روزگاری بوده حالا نیستند، بسان خاطره چیز های محبوبی که مدتها پیش نابود گشته اند، مبهم و اندوه بار بیشتر نمایان میسازد

آنوقت که آسمان از غیظ گره بر ابرو می افکند و پرتو آفتاب غروب ، آخرین فروغ زندگی را در چشم های پُر ملال(کوهیاران) می ریخت . عشق ، کینه ، اراده ، گذشت ، همه نیروهای انسانی وقتی که به غایت خود می رسند و در زیر نیروهای کور طبیعت ، هرس (بهمن) مدفون می گردند ، با ابدیت پهلو می زنند ، بدان می پیوندند. آنان ناظران نزدیک بین نبودند که چشمشان براثر قرنها زندگی دکانداری تغییر شکل یافته و احساسات را زیر ذره بین بگذارند . چیزهای کوچک را بزرگ کنند و چیزهای بزرگ را نبینند . آنان افراد نیرومندی بودند که هنر زندگی را مانند عقابی که طعمه خود را به سینه می فشارد در آغوش گرفتن و با خود به هوا بردند و با آن در فضاهای صاف و پاک پرواز کردند ، که چنگ و بال پهناور و قلب پُرتوان لازم است . وقتی که غروب زندگی فرا می رسد، خورشید روبه خاموشی می رود و به نظر می رسد که دیگر که به هیچ زمانی تعلق نداری ، یکی از آن ساعاتی بود که درک هرگونه واقعیتی در آن از دست می رود از توش و توان افتاده اند و مانند گلهای که آب بدان نرسیده پلاسیده شوند . آسمان هنوز همچنان آبی بود ولی دیگر آن هوای سبک بامدادی نبود همه چیز بیحرکت بود طبیعت سخن نمی گفت3 «هیچ کس سخنی نگفت ،نه میزبان ، نه مهمان، نه گلهای داوودی »، در پهنه دور دست زمان، آواز عمیق و آشنای این هستی بی انتهاست و این خود همه آن چیزهایی است که هست. ترنم پر همهمه بانگ و نواست . فروغ میرنده طبیعت و جوشش ناگهانی نیروهای کور طبیعت ، همچون سیل از میان صخره ها هجوم می آورد هنوز که هنوز است نتوانسته است زندگی را از هم بگسلد. در کوه و طبیعت ، گویی در میان دوستانی هستیم که می شناسیم عطر خوشنودی سایه پهناور ابرها بر فراز طبیعت می گذرد . صدای زیر و غلطان زنجره ها گوئی به لرزش ستاره ها پاسخ می دهند. باد آهسته شاخه های بلوط را به هم می زند. این آواز عمیق و آشنایی دیرین است و سپهری در کار زادن و هستی بی انتها .

همهمه باد را در میان کوه و طبیعت از نزدیک و دور میشنویم.همچنان که ما بدین سان با همه ی سنگینی پیکر خود بر زمین سخت فشار میاوریم، بار هم دوری و آرامش شگرفی در خود احساس میکنیم. از مدتها پیش با چنین احساسی آشنا هستیم، همچون کندویی از خاطرات ناشناس، در ما وز وز میکند،غرش قرنها سر گشتگی مردان کوهستان با همه سختی زندگی کوهستان، نژادی دلبسته زمینی بودندکه حال در آن نیستند و همواره عاجز از دل بر گرفتن از آن شاید به نوبه ی خود از آن مرحله میگذریم و قدم هایمان آثار کسانی را که پیش از ما رفته بودند در آن راه باز میابیم.همواره وطن در میان مه محو شده، هویدا میگردد، آن وقت پنداشتی که جهان پیرامون خود را برای نخستین بار میبینیم.بینایی و شنوایی ما گویی نافذتر مشود و در این جا است که ضرورت دارد تاریخ اخبار کوهستان های خود، رهروان آن راه بی انتها، جویندگان راه معاش که در برف و بوران زیر لایه های متراکم هرس(بهمن) مدفون شدند، یا کوهنوردانی که آگاهانه قدم در راهی پر خطر گذاشتند، همراه با تصاویر،نقشه ها،آرشیوبندی جمع آوری گردند که در آینده چه پُربها خواهند شد،علاوه بر این ،مخزن اسناد و محموعه دست چین شده کوه یاران، یادآور نام نیک شان خواهد گشت در پهنه تاریخ این رشته، فراگیر و بسیار وسیع و با ارزش از ورزش کوهستان و مردان کوهستان. چه بسا کاری تازه میباشد،آن وقت تاریخ نویسی مدرن در کردستان غریب، چه رسد به تاریخ کوهستان ها،اما باید یاد بگیریم این پیام آشنا است که باید به رشته ی تحریر در آید. نوشتاری است کوتاه بر تاریخ بهمن در کردستان در چند سال گذشته و محدودیت امید است با تلاش و تکاپوی همه بزرگ مردان و زنان این دیار که قلبی چنان پهناور دارند،که از سر مهر، آماده هستند هر چیز را که در جهان زیبا می یابند بپذیرند،درختی تنومند و پر بار گردد و ما همچون همه ملت های زنده صاحب فرهنگ نویسی کوه و کوهستان گردیم. از آنجا که بیشتر مناطق ایران را کوهستان تشکیل میدهد و کردستان 100درصد در زاگرس شمالی واقع شده است بیشتر از 80درصد آن را کوه تشکیل میدهد و در ماه های زمستان برف زیادی را به خود میبیند و باد برف ارتفاعات و بلندی ها را برمیدارد در پناهگاه ها و دره ها و پرتگاهها روی هم انباشته میکند و این برف ها که سنگین شد و یا که به علت تغییرات هوا آب گرفت به علت سنگینی و یا صدای انسان یا عوامل طبیعی دیگر کلیله4 سرنگون می شوند و تبدیل به بهمن میگردند که در مسیر خود خسارت مالی و جانی را به بار می آورند که عبور از مسیرهای کوهستانی بهمن گیر حتما آگاهی و آموزش و نوعی هوشیاری را میطلبد که تا آنجا به نویسندگان کوه و کوهستان مربوط است میتوانستیم با تحقیق و نوشتار در تاریخ طبیعی ریزش بهمن را در حد خود پی ریزی کنیم و با تلاش همگان اطلاع رسانی کنیم و تاریخ بهمن که در کوهستان های کشور ما روی داده است نه تنها برای کوهنوردان رنجبران و زحمت کشانی که در تلاش معاش در کوهستان ها در تردد بوده و هستند به غنی شدن فرهنگ کوه و کوهنوردی بینجامد.

- در زمستان سال 1297 شمسی برابر 1917 میلادی در بحبوحه جنگ جهانی اول که کردستان در اشغال سپاه و لشکر دئو کشور «روس تزاری» و ( عثمانی ترکیه) قرار داشت . دو سرباز عثمانی اهل « آنادول» در حد فاصل روستای «میانه» و روستای «نگل» در تنگه «هه ره س گا » در زیر توده های بهمن به دام می افتند که یکی از سربازها توسط روستاییان میانه نجات پیدا می کند و دیگری جان خود را از دست می دهد که در روستای میانه توسط مردم در گورستان عمومی روستا به خاک سپرده می شود.

*زمستان 1331 جوان 24 ساله بنام عبدالکریم محمدی نام پدر قادر اهل روستای میانه حومه شهرستان مریوان در حدفاصل روستای «نیزل» و «میانه» در کوهستان «کره میانه» در زیر بهمن جان باخت.

- فروردین 1333 جوان 20 ساله بنام فتح الله سبحانی نام پدر عبدالله اهل روستای «میانه» روبروی روستای میانه در حد فاصل «میانه» و «نگل» در تنگه ای بنام «هه ره س گا » به معنی (مکان بهمن) در زیربهمن جان باخت.

*در سال 1335 هـ.ش از همین کوه زنگه دول در مرز روستای بیتوش و (دەرمان ئاوێ) بهمنی فرو ریخت و دو نفر را مدفون کرد تا بهار سال آینده که برف ها آب شدند اثری از آنها نبود نام این 2نفر عبارت اند از:

1-حسین بلالی- نام پدر کریم 2-حسن بلالی- نام پدر کریم (هردو بردادر بودند).

*در منطقه سر شیو مریوان حدود سال های 1300 هـ.ش از قله کوه «مش الواز» در 25 فروردین ماه بهمن سنگینی فرو میریزد که 8 خانوار آبادی «گله» در شب را زیر گرفت. و تنها یک کودک شیرخوار که در گهواره خوابیده بود به نام «عبد الخالق» پسر خلیفه مصطفی زنده میماند.

*آبادی میره دی واقع در 30 کیلومتری شهرستان سقز به بانه در حاشیه کوه «گردنه خان» واقع گردیده است که در سال های1300 تا 1332 هـ.ش بهمنی فرو ریخت و 18 نفر را زیر گرفت که هنوز این مکان به نام بهمن میر دی یا «کلیله ی میره دی کان» مشهور است. یعنی جای که بهمن مردم روستای میره دی را زیر گرفت.

* زمستان 1320 در کوه عاشقان بین روستای «کلاته» و «ویسر» هرس دو نفر از زحمتشان روستای آویهنگ (ئەویھەنگ) را زیر گرفت و جانشان را از دست دادند. 1- احمد قاسمی فرزند محمد 25ساله 2- عبدالخالق خدامرادی 27ساله اهل آویهنگ (ژاورود غربی).

* زمستان 1320 بین روستای بیساران و روستای هویه کوهیاری بنام شاهوار (کرولال) 70 ساله زیر هرس مدفون گردید و در همان سال در دره داخان (بین هشه میز و آویهنگ) رشید مرادی فرزند عبدالکریم 40ساله در زیر هرس جان داد.

*در کوه «برده رشه» حومه سرشیو مریوان در منطقه ای به نام زمین عزیز بگ در اوایل بهار 1335 هـ.ش بهمنی فرو ریخت و منطقه پشت تنگ گومی بر خان و آبادی «برده رشه» را کلا ویران نمود.این منطقه جزو سرشیو مریوان است.

* زمستان 1331 رمضان باجلانی و عزیز نعمتی در گردنه روستای «دولاب » در گردنه «دالاگوز» کوه «عه والان» در زیر بهمن جان دادند. رمضان باجلانی اهل کامیاران و عزیز نعمتی اهل دولاب و جنازه آنها توسط دکتر اجلال پزشک قانونی سنندج که کلیمی بود بررسی و دفن گردید.

* زمستان 1338 در دره «زرار» خانم پیروزه عبدی فرزند عبدالله اهل آویهنگ (ژاورود غربی) 45ساله زیر بهمن جان خود را از دست داد.

*در هورامان سال 1341روستای «تنگی سر» منطقه «ژاوه رود» بهمنی فرو ریخت وساعت 3 نصف شب آبادی «تنگه سر» را زیر گرفت و حدود 41 نفر از روستاییان جان خود را از دست دادند. که خانواده های آن عبارتند از : 1- خانواده باقی عبدالحمید ،خیوالی 5 نفر 2- خانواده محمدکریم فیض اولی 4 نفر 3- خانواده محمدسلیم یاراحمد 3 نفر مشهور به ئه حه ی یاره 4- خانواده فقیه سلیمان 4 نفر 5- خانواده خالد حکیم 4 نفر 6- خانواده محمدعزیز کریمی 8 نفر 7- خانواده ی عبدالرحیم شربتی 4 نفر 8- خانواده محمدرشید ، حمه ی حسن 4 نفر 9- خانواده تقی عبدالحمید خیوالی 4  نفر

*در سال 1347 در آبادی تبریز خاتون در20 کیلو متری جنوب غربی دیواندره در زمستان از کوه «هوازو» بهمنی فرو میریزد و زنی به نام«ماکولی» همسر محمد احمدی در هنگام آوردن آب از چشمه جان خود را در زیر بهمن از دست میدهد.

*در سال 1352 در منطقه سارال دیواندره از قله کوه «سه پلکان» آبادی «دوزخ دره» یک نفر شکارچی به نام احمد پسر حمه فرج خان زیر بهمن کوه سه پلکان جان خود را از دست میدهد.

*زمستان 1354 دو مامور ژاندارمری در دامنه کوه «ته ته » هورامان با ارتفاع 3 هزار متر در زیر هرس (بهمن) جان خود را از دست دادند .نامبردگان : 1- ئا غا امینی 30 ساله اهل روستای (دره به یان) شهرستا پاوه  2- محمد ئاغا بهرامی 25 ساله اهل روستای «بله بیی» بخش باینگان

*در بهمن سال 1355 در اثر ریزش بهمن در دامنه قله «هوازو» در منطقه دیواندره و در حومه آبادی «قلعه گاه» یک نفر شکارچی به نام «صالح سلیمی» اهل روستای «مره دره»جان خود را از دست داد.

* زمستان 1357 در کوهستان (بنه جوب)روبروی روستای «فطره زمین» حومه ژاورود غربی زنده یاد عبدالحسن رحیمی 35ساله زیر هرس جان خود را از دست داد.یادش گرامی باد.

*بهمن زمستان 1361 ، بهمن عظیمی از کوه قازی بگ و مسلط به آبادی «شیان» جزو هورامان ژاو رود دو نفر از کوهیاران را که عشق به کوه و میهن بسته بودند زیر گرفت و جان خود را از دست دادند و تا بهار جنازه آنها پیدا نشد.

*بهمن 1368 دو کوهنورد در کوه آبیدر سنندج در زیر بهمن مدفون شدند و جان خود را از دست دادند.

1-عبدالله پیر ظهیری 2-رضا سعادتمند

* زمستان 1363 شهرستان روانسر ، آبادی شوانکاره ( 20 کیلومتری شهر روانسر به پاوه در دامنه کوه پیرخضر «شاهو» در ییلاق حاجی حسین . چهار نفر از زحمتکشان روستای شوانکاره در زیر بهمن جان خود را از دست دادند . نامبردگان :1- احمد نقدی فرزند احمد 2- عثمان مرادی فرزند سلیمان 3- اسکندر فتح اللهی فرزند عبدالقادر 4- نعمت مرادی فرزند توفیق

*در بهمن سال 1368هـ.ش در کوهستان در کردستان(زردکه)از کوه (زنگه دول)نزدیک روستای(درماناوی)از بخش سوسنی و روستای (بیتوش)از بخش آلان واقع در مرز ایران و عراق در شهرستان سردشت کرد نشین در استان آذربایجان غربی بهمن عظیمی فرو میریزد که 27 نفر از کاروانیانی که برای معاش و روزی در کوهستان مرزی کوله کشی میکردند ساعت 5 بعد از ظهر زیر گرفت که 21 نفر جان خود را از دست دادند و 6 نفر که صدمه دیده بودند نجات یافتند که نام 20 نفر از آنها و روستای محل زندگی آنها به قرار زیر است.

1-محمد رمضانی- روستای دوله بی 2-عبدالله ابراهیمی- روستای دوله بی 3-خضر اسماعیلی- روستای سرچشمه 5-حسین قادر زاده- روستای ابراهیم پور 6-فتح الله احمد نژاد- روستای باس که روت 7-قادر سلیمی- روستای نیودشت 8-صالح یوسفی- روستای نیودشت 9-محمد یوسفی- روستای نیودشت 10-یوسف یوسفی- روستای نیودشت(هر سه برادر) 11-یوسف یوسف نژاد- روستای نیودشت 12-عثمان مینایی- روستای بری آشی 14-عمر ملازادگان- روستای سیوه تال 15-احمد پور منیج- روستای درمان آوی 16-عمر با وه زی- روستای با وزی، کردستان عراق 17 حسین – روستای بیشیر،کردستان عراق 18-عزیز صداقت- روستای سوره چوم،کردستان عراق 19- محمد امین- روستای سوره چوم،کردستان عراق 20- احمد- روستای سوره چوم،کردستان عراق

یاد این رنجبران زحمت کش که در تلاش برای روزی و زندگی جان خود را از دست دادند همواره گرامی باد.

* زمستان 1370 هورامان تخت در هوار پیررستم «پیروسه م» بهمنی فرو می ریزد حسن سهرابی پور و محمدحسین مقدمی ، سعدی رستمی ، عطا نام پدر محمدعزیز اهل هورامان تخت در زیر بهمن جان خود را از دست می دهد.

*حمد الله محمدی در حر فاصل دو آبیدر کوچک و بزرگ در سنندج در مکانی به نام «کانی ماماتکه» در دی ماه 1373بر اثر ریزش بهمن جان خود را از دست داد. وی جزو گروه کوهنوردی آرش سنندج بود و زمانی که دردیواندره در روستای کلکان آموزگار بود در بر پایی هییت کوهنوردی شهرستان دیواندره زحمت کشید. یادش گرامی باد.

* زمستان 1378 هورامان در گردنه ژالانه رحیم انفرادی راننده بولدزور در زیر هرس جان خود را از دست می دهد.

در مسیر راه بانه به سقز «گردنه خان» به ارتفاع 2073 که کوهستانی و بهمن گیر است که  تا قبل از سال 1366 که تونل احداث گردد راه از گردنه خان می گذشت که سخت بهمن گیر بود که راهنمای آن مام رحمان مشهور به (مامه ره حه) که متولد 1256 شمسی برابر 1877 میلادی فوت روستای (بنه خوی) نزدیک شهرستان بانه : BENEXVE که کاروانیان و مسافران را از مسیرهای بهمن گیر کوهستانی راهنمایی می کرد و چنان به مسیرهای بهمن گیر آشنا بو که می دانست کدام مسیر و در چه وقت و ساعتی بهمن ها فرو می ریزد به همین جهت به (خدای گردنه کلیخان) مشهور بود . که هنوز بعد از سالها یکی از جمله های زنده یاد مامه رحه همچون ضرب المثلی در افواه مردم کردستان به یادگار مانده است (نە حەقی خۆم حەرام دەکەم ،نە سەگی سونج بێ گوشت دەکەم): اشاره دارد به قاطری وامانده که به کول دارد که به روستای سونج ببرد در مسیر راه قاطر میمیرد ،صاحب قاطر اصرار دارد که قاطر را پرت کند مامه رحه با شکیبایی می گوید قرارمان روستای سونج است تا اونجا لاشه اش را می برم که سگ های روستا بی گوشت نمانند و حق خود را هم حرام نمی کنم.

که مسیرهای بهمن گیر گردنه (کلیخان) بانه عبارت بودند از : 1- بهمن یا کلیله ی چاوه شان 2- کلیله ی عالف جار یا هه له جار 3- کلیله ی احمد آشوور 4- کلیله ی کلاو ره ش 5- کلیله ی میره دییه کان ( که در همین مسیر 18 نفر زیر بهمن برف مدفون شدند ، وقایع آن به سالهای بعد ب1332 بر می گردد ) 6- کلیله ی به ده خورمای 7- کلیله ی دوله ره ش (کلیله ی هه واره دومان ) 8- کلیله ی کانی دلوه ری

* زمستان 1383 «هورامان تخت» در جاینامی بنام «دره اول هزارانی » کرمی ، فرهاد قادری اهل روستای «رودبر » هورامان در زیر بهمن جان می بازد .

یادشان گرامی.

1-هرس به کوردی یعنی بهمن

2- شعری از دوست کوهنورد و اندیشمندم حسن نیک منش

3- شعری از ژاپن

4- کلیله : توده های متراکم برف که به بهمن تبدیل می شوند در زبان کوردی کلیله می گویند .

با امتنان و سپاس از کسانی که در جمع آوری آمار جانباختگان زیر هرس اینجانب را یاری نمودند .

سپاس و تشکر به مسعود بالکداری اهل بانه که تنها عکسی باقی مانده از مامه رحه قدیمی ترین گاید و راهنمای کوهستان های کردستان را برایم ارسال نمود.

سلام اسماعیل سرخ

رییس بنیاد زاگرس شناسی

 

عکس شماره 1 : تنها عکسی که از قدیمیترین راهنمای کوهستان«گردنه خان» بانه «که لی خان» مام رحمان مشهور به «مامه ره حه» در نقطه ای از گردنه خان بنام «گری بردان» به یادگار مانده است که به سالهای 1330 بر می گردد . همراه اسماعیل آقای عباسی مشهور به (سمایل ئاغای سه را) آنکه افسار اسب را به دست دارد مامه ره حه  است .