هوا شناسی
آرشیو اخبار
گالری تصاویر
فدراسیون
کردستان

  ریشه‌ی نوروز در تاریخ بسیار دور


آنگونه که ما نفس می‌کشیم و مهارت‌های فطری را از اسلاف خویش آموخته و به دیگر نسل‌های پس از خود می‌سپاریم، پاسداشت ما از آیین نوروز نیز به صورت یک امر فطری درآمده است. بی‌آنکه بدانیم چرا و به چه علت.

 برای درک چگونگی این اهمیت باید به شش هزار سال پیش یعنی اواخر دوران عصر مس برگردیم که تا پیش از آن، بشر زمستان‌ را در دشت‌های گرمسیر و تابستان را در تپه ماهورهای کوهستان به سر می‌برد. این تغییر فصلی محل زندگی به انسان‌های آن دوره که تقریباً از راه شکار حیوانات ارتزاق می‌کردند و جز چند مهارت جزیی هیچ وسیله‌ی رفاهی برای ادامه‌ی حیات نداشتند امکان ادامه‌ی حیات می‌داد. از این رو مشکل آنچنانی در ادامه‌ی حیات نداشت اما به ناگهان تغییرات عظیم اقلیمی در فلات ایران به وجود آمد که زندگی آنان را دچار مشکل ساخت.

 بررسی‌های زمین‌شناسی نشان می‌دهد که پانصد سال آخر عصر مس، با بارندگی بی‌وقفه طی شد. که بر اثر آن، تمام دشت‌ها دچار تحول عظیمی شد. روشن‌تر باید گفت که دشت‌ها مملو از دریاچه‌های ریز و درشت، باتلاق‌های بسیار وسیع و از همه مهمتر رودخانه‌های خروشان و پرقدرت و غیر قابل عبور شد. بشر به تدریج ناچار به ترک دشت‌ها و اقامت در ارتفاعات شد. اگر بر روی نقشه به فلات ایران نگاه کنیم در تمام فلات ایران، تنها دو رشته کوه البرز و زاگرس وجود دارند که در محاصره‌ی دشت‌های پیرامون خود قرار گرفته‌اند. با توجه به موقعیت تقریباً کوچک و صخره‌ای کوه‌های البرز، امکان زندگی در آنجا اندک بوده است اما پهناوری و گستردگی ارتفاعات زاگرس از میانه‌ی کشور ترکیه‌ی امروزی تا تنگه ی هرمز، مکان مناسبی برای ادامه‌ی حیات هرچند مشقت‌بار بشر آن روز فراهم می‌کرده است. از این رو بشر ناچار به اقامت در ارتفاعات زاگرس گردید. توجه داشته باشیم که بشر آن روزگار که مهارت های اندکی برای ادامه‌ی حیات داشته است تا چه حد در زمستان‌های زاگرس با بحران مواجه بوده است. زمستان‌های بسیار سرد و پر برف که در آن علاوه بر بی‌غذایی و گرسنگی شدید، با تهدیدهای فراوان از جمله سرمای شدید و حمله‌ی حیوانات وحشی روبرو بوده‌اند. در زمستان‌های بسیار سخت و طولانی، بسیاری از حیوانات به خواب زمستانی فرو می‌رفتند و از دیده‌ها پنهان می‌شدند،  محصولات درختی و پوشش‌های گیاهی همه ناپدید می‌شدند و ناگفته پیداست بشر برای تهیه‌ی غذا دچار چه مشکلات وحشتناکی می‌شد. چه بسا که تا پایان زمستان نیمی از آنان از بین می‌رفتند و مابقی که تا پایان زمستان دوام می‌آوردند، با تنی رنجور و گرسنه و بسیار خسته و بی‌رمق به فصل دیگر پا می‌گذاشتند. بشر برای ادامه‌ی حیات و بهبود کیفیت زندگی و پاسخ به نیازهای خویش، ناچار به خودآموزی تجربه‌های جدید زندگی گردید. خانه‌سازی و اسکان یافتن در یک نقطه‌ی خاص به دور هم و اهلی کردن گیاهان که ماحصل انتقال گیاهان مورد نیاز از دور دست‌ها و ذخیره‌ی آن در نزدیکی محل سکونت‌شان که مقدمه‌ی آموختن دانش تجربی کشاورزی گردید و اهلی کردن حیوانات که نتیجه‌ی نگهداری مازاد شکارهای زنده به دام افتاده و نگهداری از آنها تا مصرف آنها در فصل سرما بود و مهارت بافتن پارچه‌های ابتدایی از پشم حیوانات و الیاف گیاهان بر اساس در هم تنیدن تار و پود الیاف و نخ‌ها و اختراع فرش بافی برای رهایی از سرمای شدید نشیمن‌گاه محل زندگی و نیز ایجاد نظمی نوین برای نگهداری از آتش که وجودش در تسهیل زندگی یعنی ساخت ابزار و درست کردن غذا و حتی دفاع در برابر حمله‌ی حیوانات درنده و وحشی، بی‌اندازه حیاتی بود و نبودش فاجعه‌ای عظیم به شمار می‌آمد. زیرا روشن کردن آتش برای آنان کاری بی‌اندازه مشکل بود از این رو نگهداری از آتش به آیینی مقدس بدل شد. وقتی که دانستیم بشر تا چه اندازه زمستان‌ها را در رنج و فشار بوده است، می‌توان تصور کرد که تا چه حد منتظر پایان زمستان و آمدن فصل تازه بوده که در آن گرمای خورشید جانی تازه گرفته و خونی تازه در رگ‌های طبیعت دویده و زایشی دوباره در کوه و دمن اتفاق افتاده است. حیوانات از خواب زمستانی بیدار شده و منابع غذایی یکی از پی دیگری خود را نمایان ساخته و بشر که نیمه جان خود را به این زایش دوباره رسانده است تاچه حد این اتفاق برایش خجسته و مقدس بوده است. از این رو این زایش دوباره‌ی طبیعت را که ما امروزه به آن نوروز می‌گوییم بسیار مقدس می‌داشته و برایش آیین‌های شادی برپا می‌داشته است. از نظر آنان در آن روزگار، سال تنها دارای دو فصل سرد و گرم یا تابستان و زمستان بود. بر خلاف امروز که ساعت و دقیقه و ثانیه‌ی نوروز هر سال مشخص است؛ تاریخ دقیق و مشخصی نداشته است. بلکه هر نقطه به نسبت گرمی و سردی هوایش و حتی به نسبت ارتفاع پستی و بلندی‌اش، دارای زمان نوروز خاص خود بوده است یعنی هرگاه که زمین گرم می‌شد و سبزه و گیاه در دشت و دمن سر از خاک و برف بر می‌آورد، نوروزشان را جشن می‌گرفتند کما اینکه امروزه در برخی از روستاهای اورامان مانند دیوزناو به تأسی از همان سنت چند هزار ساله،  بی‌اعتنا به تقویم رسمی اعلام شده، با رویش سبزه که در آنجا تقریباً مصادف با اول اسفند است نوروز خویش را جشن می‌گیرند. افروختن آتش در هنگام نوروز یادگار نگهداری نظام‌مند آتش در تمام ایام سال است که بسیار برای رفاه زندگی‌شان به آن نیازمند بوده‌اند و با توجه به فرود صاعقه‌های سهم انگیز و آتش گرفتن درختان، آن را موهبتی خداوندی و آسمانی می‌دانسته‌اند. از این رو در هنگام نوروز، به دور آتش به جشن و رقص و پایکوبی می‌پرداخته‌اند و آیین نوروز را به این صورت پاس‌ می‌داشته‌اند. پس از پایان عصر مس و آغاز عصر مفرغ، بارندگی‌ها به تدریج پایان یافت و دشت‌ها اندک اندک خشک شد و انسان که در پی شکار حیوان‌ها بود به دنبال آنان به دشت‌ها سرازیر شدند و تمدن‌های ریز و درشت در دشت‌ها شکل گرفت. در این دوره تمدن‌های بین‌النهرین و رود نیل شکل گرفت و آیین نوروز کم و بیش به حیات خود در تمدن‌ها ادامه داد. در اواخر عصر آهن و آغاز تاریخ، با ظهور دولت ماد که از اتحاد طایفه‌های زاگرس نشین بر علیه هجوم بی‌امان آشورها صورت گرفت، آیین نوروز شکل کاملاً رسمی‌تری به خود گرفت و این سنت در دولت‌های پس از ماد نیز اهمیت و اعتبار خود را به صورت یک رسم و آیین چند هزار ساله حفظ کرد. از آنجا که این آیین در جان و پوست و استخوان عامه‌ی مردم رسوخ و نفوذ بی‌اندازه‌ای داشت و مردم میترایی آن روزگار، بی‌اندازه در حفظ آیین‌های نوروز اهتمامی سخت به کار می‌بردند، زردشت پیامبر و نیز شاهان ماد و هخامنشی و اشکانی و ساسانی برای مشروعیت مردمی خویش، در پاسداشت آیین نوروزی و اشاعه‌ی آن نهایت وفاداری و اهتمام خویش را به کار بردند و اینگونه شد که با وجود حمله‌ی اعراب بادیه نشین صحرای گرم و سوزان عربستان که هیچ درک تاریخی از اهمیت نوروز نداشت و ممانعت آنان از انجام مناسک نوروز، اما مردم در خلوت خویش این رسم را تا به امروز نگهداری کرده و به ما رسانده‌اند.

جمال احمدی‌آیین. پژوهشگر تاریخ

ارسالی: همنورد فرهاد وحدانی

کانون کوه نوردان کردستان

ارسال شده توسط . farid.bayzidnezhad.  شنبه 28 اسفندماه 1395- ساعت 08.55







   نام   

 ایمیل     

متن