فرهنگی
تاملات روزگاران…

آدم ها شاید اغلب فقط به
یک سمت و سو کشیده شوند.
چرا؟
چون تکرار مکررات بعضی واژه ها و
یا جمله ها ،
چنان بر جان و روح جمعی اثر می گذارد،
که به یک باور ذهنی مبدل گردیده و
روند تکامل انسانی را به بن بست و
چرخیدن بر دور بیهودگی گرفتار
می کند.
همه جا حرف از یاس و نا امیدی است ،
و همین امر موجب فرسودگی جمع و
جامعه را فراهم نموده است.
هر چه هست ، بدی است ،
انگار در جهان بشری خبری از
خوبی نیست.
هستند ، کسانی که حتی قائل به
نمرهی ناپلئونی ده نیستند.
انگار هیچ کورسوی امیدی نیست…
هر چه هست مایوسی و افسردگی و
پژمردگیست…
سر زنده بودن را از صدای آوای
صبح پرندگان باید شنید که در
این هوای دود و دم زمانه با ارتفاع
خویش هنوز آواز زیبایشان طنین انداز
جهان بشریست.
✍️ : کیومرث نیرومند